دوستی که من را باور داشت

عمیق و روشن، مهربانی را معنا بود. زلال و پر رنگ

من او را می فهمیدم، عمیق

اما نه به ژرفای مهر او

و او به من اموخت که عشق کوه را فروتن می کند.

"هدیه ای از یک دوست واقعی و خوب به من اما نمی دانم ایا به واقع لیاقت این مهربانی را داشتم؟"امیدوارم.

/ 1 نظر / 5 بازدید
فرزاد

کمی درنگ کن به اندازه نیست شدنی زود نرو! راه را به بیراهه رفتن هنر ما نیست، به بیراهه ی نا امیدی رفتن کار ما نیست، هنوز هم ریه زمین از دهان انسانیت نفس می کشد هنوز هم درخت به عشق انسان برگ را زایمان میکند. پاینده باشی دوست انسانم