امشب حس خوبی برای نوشتن دارم. احساس دلگرمی همراه با دلتنگی !

نمی دونم تا حالا برات پیش اومده کسی رو ببینی و بفهمی اون همونی بوده که سالها منتظرش بودی؟ همونی که همیشه باهات بوده، تو رویاهات به دنبالش بودی باهاش حرف زدی باهاش درد دل کردی؟ نگاهش باهات حرف می زنه؟

پیش اومده که بخوای بهش بگی خیلی دوستش داری اما نتونی و ندونی چطوری بهش بگی؟آیا بوده کسی که بخوای تو نگاهش دنبال خودت بگردی؟بخوای بدونی تو چقدر از دل بزرگش رو پر کردی؟ تو دنبال نگاهی و اون به دنبال کلامی.

شده تا حالا بخوای بهش بگی عاشق نگاهشی، کلامشی .بخوای بهش بگی فقط بمون . حتی اگه بودنت فقط سکوت باشه، فقط بمون.

وقتی هست دلگرمی و اگر نباشه بی قرار.

یه روزی فکر می کردم این حس مال ادمهایی که سنشون زیر 30 ساله، اما فهمیدم  حس پاک سن نداره. گاهی می تونی عاشق کسی بشی که خیلی ازت کوچیکتره یا خیلی ازت بزرگتره. مهم اون دله که چقدر بهت نزدیک باشه.

حالا به جرات می گم خیلی دوستش دارم حتی اگه هیچ وقت نتونم بهش بگم. امیدوارم یه روز از نگاهم اینو بخونه.

/ 9 نظر / 8 بازدید
دختر بارونی

آدمها تو رویا زندگی نمیکنن!!! اینو باور کن!! عشقی که منطقی پشتش نیس بعد مدتی که مشکلات پیش بیاد محکوم به شکسته!!!!!دوست داشتن توجیه خیلی چیزا نیست!!

علی مرادی

السلام وعلیک ورحمته الله و برکاته[گل] آپیدم جییییییییییییییگر[شیطان] بدو بیا....[ماچ]

فرزاد

با تمام دلتنگی خوشحالم که به یکی که می خواستی رسیدی

فرزاد

[گل][گل][گل][گل] امیدوارم همیشه حس های خوب داشته باشی

صابر

خیلی عالی بود واقعا زیبا ببخشید چند مدتی سر نزدم نبودم با یه سپید به روزم و منتظر چشمهای مهربونت

فرزاد

وقتی کسی را نمی شناسی، مطمئن باش نگاهش با تو غریبه است چشمان اش ازتو دورند، ساده است، خیلی ساده چشم، گاه بی پروا عصیان میکند زبان میشود، فریاد میشود، ومن فریاد را، در زلال نگاهت شنیدم ، دیدم، عبادت کردم، و زندگی کردم دوست داشتن را با چشمانی که دریا در آن پنهان است

علی مرادی

سلام.آپم عزیز.بهم سر می زنی؟[خجالت][قلب]

ساحل

خیلی قشنگ بیان کردی