ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٦ : توسط : آزاده

من «دوشيزه مکرمه» هستم، وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود. من «مرحومه مغفوره» هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم. من «والده مکرمه» هستم، وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني بيست آگهي تسليت در بيست روزنامه معتبر چاپ مي کنند.

من «همسري مهربان و مادري فداکار» هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش- البته تا چهلم- آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند. من «زوجه» هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه بيست و پنج هزار تومان فقط، بدهد. من «سرپرست خانوار» هستم، وقتي شوهرم چهار سال پيش با کاميون قراضه اش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.

من «خوشگله» هستم، وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.

من «مجيد» هستم، وقتي در ايستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد مي ايستد و شوهرم مرا از پياده رو مقابل صدا مي زند.

من «ضعيفه» هستم، وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند.

من «...» هستم، وقتي مادر، من و خواهرهايم را سرشماري مي کند و به غريبه مي گويد «هفت ...» دارد- خدا برکت بدهد. من «بي بي» هستم، وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند.

من «مامي» هستم، وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند. من «مادر» هستم، وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم.- آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.

من «زنيکه» هستم، وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پارکينگ مي شنود.

من «ماماني» هستم، وقتي بچه هايم خرم مي کنند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.

من «ننه» هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم. نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.

من «يک کدبانوي تمام عيار» هستم، وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند. دوستانم وقتي مي خواهند به من بگويند؛ «گه» محترمانه مي گويند؛ «عليا مخدره». من «بانو» هستم، وقتي از مرز پنجاه سالگي گذشته ام و هيچ مردي دلش نمي خواهد وقتش را با من تلف بکند.

من در ماه اول عروسي ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمي، عزيزم، عشق من، پيشي، قشنگم، عسلم، ويتامين و...» هستم. من در فريادهاي شبانه شوهرم، وقتي دير به خانه مي آيد، چند تار موي زنانه روي يقه کتش است و دهانش بوي سگ مرده مي دهد، «سليطه» هستم. من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم و بر؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم. دامادم به من «وروره جادو» مي گويد. حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفي صدا مي زند. من «مادر فولادزره» هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم. مادرم مرا به خان روستا «کنيز» شما معرفي مي کند.

من کيستم؟،،

 

                                                                                          خانم بلقیس سلیمانی

                                                                         ظاهرا در روزنامه اعتماد چاپ شده است.

 

 


 
انواع عقود اسلامی و موارد استفاده آن:
ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ مهر ،۱۳۸٦ : توسط : آزاده

ما همه روزه با عناوین مختلفی از عقود مواجه می شویم بدون اینکه تعریف درستی از آنها داشته باشیم.لذا تصمیم گرفتم تعریف مختصری از هر یک از عقود شرح دهم .امید است مورد استفاده واقع شود.

مضاربه:

قراردادیست که به موجب آن بانک سرمایه نقدی مورد نیاز را در اختیار متقاضی قرار می دهد تا متقاضی یا عامل ، پس از انجام تجارت و کسب سود، بانک را در سود حاصل شریک گرداند.

موارد استفاده:بازرگانی داخلی،صادرات و واردات

فروش اقساطی:

واگذاری عین(جنس)به ارزش تعیین شده به غیر می باشد.به عبارت دیگر بانک مال مورد نظر مشتری را خریداری و به طور اقساطی به او می فروشد.

موارد استفاده:اموال منقول، مواد اولیه،لوازم یدکی،خرید واحدهای مسکونی

مشارکت مدنی:

مشارکت بانک با متقاضی سرمایه گذاری برای خرید یا ساخت به طوری که تا اتمام دوران بازپرداخت بخشی از آن در تملک بانک باقی می ماند.

موارد استفاده:احداث ساختمان-اجرای طرحهای تولیدی و...

اجاره به شرط تملیک:

عقد اجاره ایست که در آن شرط شود مستاجر در پایان مدت اجاره در صورت عمل به شرایط مندرج در قرارداد عین مستاجره را مالک گردد.

جعاله:

التزام شخص به ادای مبلغ به اجرت معلوم درمقابل انجام عملی معین طبق قرارداد.

سلف:

پیش خرید نقدی محصولات تولیدی به قیمت معین می باشد.

انواع دیگر عقود شامل قرض الحسنه،مشارکت حقوقی، بیع دین،مساقات و مزارعه است.


 
این هم یه نوع عشق
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ مهر ،۱۳۸٦ : توسط : آزاده
Click to get more mails   @ sare2008
 
 
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ مهر ،۱۳۸٦ : توسط : آزاده

ای دل خسته، سکوت شب را به یاد دوست در تشویش آزرده سپری کن

 که چنین است رسم روزگار حتی باران هم افسانه های زیبا و ابرهای فراری آسمان ذهن شلوغت را،

 به تمسخری بس فراخ و عمیق با بازی روزگار می سنجند و هرگز تو را نمی بینند که چگونه خاطری چنگ خورده را

 به حراج گذاشته ای

حراجی که خریداری ندارد و تو تنها به امید دیدار او

 در تلاطمی به وقفه شمارش خلق را تکرار می کنی.


 
 
ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ مهر ،۱۳۸٦ : توسط : آزاده

ای دل خسته، سکوت شب را به یاد دوست در تشویش آزرده سپری کن

که چنین است رسم روزگار

 حتی باران هم افسانه های زیبا و ابرهای فراری آسمان ذهن شلوغت را،

به تمسخری بس فراخ و عمیق با بازی روزگار می سنجند

و هرگز تو را نمی بینند که چگونه خاطری چنگ خورده را

به حراج گذاشته ای

حراجی که خریداری ندارد و تو تنها

به امید دیدار او در

تلاطمی به وقفه شمارش خلق را تکرار می کنی.

 


 
تفاوت ربا(بهره) و سود
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ مهر ،۱۳۸٦ : توسط : آزاده

مدتی بود که مساله وجه تمایز ربا(بهره) و سود ذهن مرا به خود مشغول کرده بود.که البته بی دلیل با نوع کاری من نبود.

در مباحث بانکداری تفاوتهای عمده ای برای نظام بانکداری اسلامی و ربوی مطرح شده است.هر کدام جای بحث و تامل دارد.به طور مثال رابطه دائن و مدیون که در نظام ربوی مطرح است امروزه نام اسلامی وکیل -موکل به خود گرفته است!

از نظر واژه شناسی ربا هرگونه زیادتی بر دین واقعی است. چنانچه از قبل شرط و تعیین شده باشد.عناصر تشکیل دهند ربا: الف-مالکیت دین از داین به مدیون ب- استقلال داین از مدیون ج- شرط دریافت زیادتی

وجه تمایز ربا و سود:

  1. ربا از قبل تعیین و در قالب ارقامی ثابت است و مدیون(وام گیرنده) در تعیین آن دخالتی ندارد. در مقابل سود با توافق طرفین پیش بینی و تسهیم می گردد.
  2. ربا بر ذمه ی مدیون قرار دارد و پرداخت ان الزامی است .حال انکه سود قبل از تحقق حالت التزام داشته و پس از تحقق پرداخت ان الزامی است.
  3. ربا حاصل بهره وری از داراییهای نقدی است بدون مشارکت صاحب سرمایه،اما سود بازده حاصل از ترکیب عوامل تولید است.

حال انچه مطرح است این است که آیا به واقع امروزه شرط دریافت زیادت از طرف بانک مطرح نمی شود؟و وام گیرندگان از روی رضایت پرداخت می کنند؟در تسهیلات مشارکت که از نظر لغوی نیز دلالت بر شراکت دارد، چه درصدی را بانک و چه درصدی را مشتری سهیم است؟و ...

به نظر من ، امروزه فقط تعاریف تغییر کرده اند،و گرنه اگر با دقت بررسی کنیم تفاوتی میان این دو نظام دیده نمی شود حتی در نوع سپرده گذاری ها.بله البته تنها تفاوت را می توان در وارد کردن سپرده  قرض الحسنه در نظام بانکداری اسلامی جستجو کرد . شاید از لحاظ شرعی تفاوت باشد اما از لحاظ اقتصادی این بهره همان بهره ای است که کلاسیک ها و کینزین ها  تحت عنوان نظریه پولی بهره از آن یاد کرده اند.


 
 
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ مهر ،۱۳۸٦ : توسط : آزاده

من از این دنیا خواهم گذشت اما فقط یکبار

هر خوبی ای که می توانم بکنم و هر مهربانی بگذار بکنمُُ،

 در همین بار

مگذار از خوبی دور بمانم و مهربانی را نادیده انگارم هر بار

زیرا از این راه نخواهم گذشت دیگر بار.


 
زمان
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ مهر ،۱۳۸٦ : توسط : آزاده

بس کند می گذرد برای آنان که در انتظارند،

بس تند می گذرد برای آنان که می ترسند،

بس طولانی است برای آنان که در اندوهند،

و بس کوتاه برای انان که سر خوش اند،

اما ابدی است برای انان که عاشق اند.

                                                (هنری ون دایک)


 
 
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ مهر ،۱۳۸٦ : توسط : آزاده

من بدنیا آمدم .

                                                                      کنکاش